مرتضى راوندى

26

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مردم آن روزگار بوده است ، همگام با تغيير شرايط زندگى اجتماعى و اقتصادى جامعه ، دستخوش تغيير و دگرگونى گشته است ، اوستا به ما اجازه مىدهد تا تكامل تدريجى معتقدات مزبور را بررسى كنيم . اين كتاب ، در تاريخ ادب فارسى مقام ارجمندى دارد . در اوستا اساطير و افسانه‌ها و داستان‌هاى مربوط به ايزدان و پهلوانان و بقاياى آثار و انديشه‌هاى شفاهى مردم باستانى ايرانى زبان ، محفوظ مانده است . بويژه ذكر اين نكته مهم است كه افسانه‌ها و داستان‌هاى مزبور نخست ، در طى قرن‌هاى متمادى در ميان خلق زنده بود ؛ و از سينه‌به‌سينه و از نسل به نسل منتقل مىشده ، تا سرانجام در عهد عتيق در اوستا ثبت و مدوّن شده است . « 1 » اساطير و تمثيل‌ها و تصويرها و نام‌هاى پهلوانان حماسى كه اوستا از ايشان ياد كرده و تجليلشان نموده . . . و بعدها ، فردوسى و ديگر مؤلفان خراسان و آسياى ميانه كه در آستانهء هزارهء اول و دوم ميلادى ، يعنى دست‌كم بيست الى بيست و پنج قرن بعد از پيدايش اساطير مزبور مىزيسته‌اند ، با آنها آشنا بوده‌اند ، در يشتها و ويدودات به نسخه‌هاى اصلى پهلوانان باستانى شاهنامهء فردوسى ، از قبيل هوشنگ . . . و طهمورث . . . و جمشيد و كيومرث و ضحاك . . . برمىخوريم ؛ دليرىهاى اين پهلوانان و روابط ميان ايشان و اوضاع و احوال و محيط عملشان در اثر حماسى مشهور فردوسى ، انعكاسى از موضوع‌هاى اوستاست و در بسيارى از موارد ، كاملا با مطالب آن مطابقت دارد ، در اينكه موضوع‌ها و تمثيل‌ها و تصويرهاى ادبى اساطير اوستايى در روايات شفاهى اقوام آسياى ميانه و ايران محفوظ مانده بوده شكى نيست و منابع تاريخى و حفريّات باستان‌شناسى ، اين نظر را تأييد مىكند . به‌ويژه نقش‌هاى سغدى كه باستان‌شناسان شوروى در ويرانه‌هاى « پنجى كنت » باستانى ( كه مركز كنونى تاجيكستان است ) و در كناره چپ‌رود « زرافشان » و 68 كيلومترى سمرقند . . كشف كرده‌اند ، از اين لحاظ بسيار جالب و گيراست . - بر ديوارهاى يكى از ابنيهء تاريخى پنجى كنت باستانى كه به ظنّ غالب ، مربوط به قرن هفتم بعد از ميلاد است ، نقوشى كشف شده كه برخى از محققّان آن را صحنه‌اى از « سوگ سياوش » مىدانند . . . فردوسى و نرشخى نيز با حفظ نام‌هاى پهلوانان ، در روابط بين آنان ، همين واقعه را با اندك تغيير و ذكر جزئياتى نقل كرده‌اند ، و نرشخى مىگويد كه گويا بخارا مدفن سياوش بوده و در آنجا مراسم خاصّى توأم با « سرود » و « سوگ » در عزاى سياوش برگزار مىشده است . » « 1 »

--> ( 1 ) . مقدمه فقه اللغه ايرانى ، پيشين ، ص 84